هاتف نوین- در شرایطی که کارزار فشارهای همهجانبه علیه جمهوری اسلامی ایران همچنان در دستور کار محافل سیاسی غرب قرار دارد، انتشار یادداشتی به قلم «رویل مارک گرچت»( پژوهشگر بنیاد دفاع از دموکراسیها) و «ری تکیه»(پژوهشگر ارشد شورای روابط خارجی)، در روزنامهی «واشنگتن پست» بار دیگر نگاهها را به سوی دوگانهی «فشار و پایداری» معطوف کرده است. این تحلیلگران در نوشتهی اخیر خود تلاش کردهاند مقاومت ایران را صرفاً به ساختار ایدئولوژیک حاکم بر آن تقلیل دهند؛ رویکردی که بیش از آنکه واقعبینانه باشد، تکرار کلیشههای کهنه و نشاندهندهی خطای محاسباتی عمیق واشنگتن در فهم جامعه و تاریخ ایران است. نویسندگان مقاله معتقدند حکومت ایران سقوط نمیکند مگر آنکه ساختار کنترل داخلی آن از درون کاملاً فلج شود. آنان همچنین مدعی هستند که فشار مالی و تحریم به تنهایی برای تسلیم کردن تهران کافی نیست، زیرا رهبران این کشور بقای نظام و اصول انقلابی خود را بر رفاه اقتصادی ترجیح میدهند. به گفتهی «گرچت» و «تکیه»، غرب و ایالات متحده باید بپذیرند که با یک بازیگر ایدئولوژیک طرف هستند، که با ابزارهای معمولی مهار نمیشود و نیازمند یک استراتژی بلندمدت، واقعبینانه و همهجانبه است.
تقلیل تمدن به «ایدئولوژی»؛ خطای راهبردی تحلیلگران غربی
به گفتهی نویسندگان «واشنگتن پست»، واشنگتن (و شخص دونالد ترامپ) در قبال جمهوری اسلامی ایران بارها دچار خطای محاسباتی شده است، زیرا سیاستگذاران آمریکایی معمولاً ساختار حکومت ایران را با الگوهای سنتی یا حکومتهای مادیگرا (مانند مدل ونزوئلا) تحلیل میکنند. اما واقعیت این است که ساختار حاکم بر تهران دارای هستهی ایدئولوژیک و انقلابی قدرتمندی است که آستانهی تحمل درد، فشار و محرومیت بسیار بالایی دارد، و به سادگی در برابر فشارهای اقتصادی و سیاسی «سر خم نمیکند».
این نگاه، اگرچه بخشی از واقعیت ساختار سیاسی را بازمیتاباند، اما عمق فاجعهبارِ یک نگاه تقلیلگرایانه را در خود پنهان کرده است. نسلها و جریانهای سیاسی در ایران ـ فارغ از تمام انتقادها و مطالبات بهحقی که نسبت به برخی سیاستگذاریها و روندهای مدیریتی داخلی دارند ـ تعلق خاطر عمیقی به استقلال ملی و تمامیت ارضی خود دارند. تقلیل دادن ایستادگی یک ملت در برابر زورگویی و مداخلهی خارجی به «ایدئولوژی حکومت»، نشاندهندهی شناخت بسیار محدود و سطحی نویسندگانی است، که تاریخ و ژئوپلیتیک ایران را با کشورهای فاقد پیشینهی تمدنی اشتباه گرفتهاند. ایران یک جغرافیای موقت سیاسی نیست، بلکه وارث تمدنی چند هزارساله است که در طول تاریخ در برابر هیچ قدرت مداخلهگری سر خم نکرده و تسلیم دیکتههای خارجی نشده است.
واقعگرایی به جای توهم
تجارب دهههای گذشته ثابت کرده است که سیاستگذاران آمریکایی همچنان در فهم روحیهی ملی ایرانیان دچار ضعف تحلیلی جدی هستند. اصرار بر نسخههای کهنه و تکیه بر تحلیلهای تکبعدی که جامعهی ایران را به بازیگران منفعل تقلیل میدهد، تنها به خطاهای راهبردی بیشتر در دستگاه سیاست خارجی ایالات متحده منجر خواهد شد.
هرچند بهبود وضعیت اقتصادی، رفع مشکلات معیشتی و کارآمدی هرچه بیشتر حکمرانی، از مطالبات جدی و درونی جامعهی ایران است، اما تاریخ طولانی سرزمین ایران ثابت کرده است که، ملت ایران میان «نقد درونسیستمی برای اصلاح امور» و «ایستادگی در برابر زیادهخواهی و مداخلهی خارجی» مرز مشخصی قائل است؛ مرزی که تحلیلگران دستراستی در واشنگتن بهدرستی قادر به درک و یا مشاهدهی آن نیستند.
“هاتف نوین”، رسانهای مستقل است که از هیچ نهاد و سازمان دولتی و یا غیردولتی، کمکی دریافت نمیکند.