هاتفنوین— در ادبیات استراتژیک، «دکترین دفاعی پیشدستانه» همواره به عنوان ابزاری بازدارنده برای دفع خطرات قریبالوقوع معرفی شده است. اما زمانی که این دکترین از اتاقهای فکر نظامیانی که «نسلکُشی» را به عنوان «راهحل» مورد توجه قرار میدهند، به میدان رقابتهای سیاسی و تلاش برای نجات شخصی سیاستمداران منتقل میشود، چهرهای کاملاً متفاوت پیدا میکند؛ چهرهای از یک قمار مرگبار دیگر که در آن، امنیت ملتها به گروگان گرفته میشود تا یک رهبر از سقوط سیاسی (و شاید زندان) رهایی یابد.
در روزهای اخیر، تکرار مداوم شعارها و دکترین دفاعی جدید توسط بنیامین نتانیاهو دربارهی لزوم «حملهی پیشدستانه به ایران»، موجی از گُمانه زنی را در محافل سیاسی جهان برانگیخته است. همزمان، افشاگریها و تحلیلهای رسانههایی چون «هاآرتص» پرده از یک واقعیت تلخ برمیدارد: پمپاژ ترس و دامن زدن به بحرانهای امنیتی، بیش از آنکه برآوردی نظامی باشد، پاسخی به بنبست انتخاباتی و سقوط احتمالی ائتلاف حاکم در تلآویو است.
منطق سلول یا میدان جنگ؟
تحلیلگران ارشد صهیونیست متفقالقولند که نتانیاهو خود را در یک دوراهی سرنوشتساز میبیند: از یک سو، افول شدید محبوبیت و سقوط کُرسیهای ائتلاف او در نظرسنجیها، بوی شکست در انتخابات کنست را به مشام میرساند و از سوی دیگر، پروندههای قضایی و خطر محاکمه و زندان، سایهی سنگینی بر آیندهی او انداخته است. در چنین شرایطی، منطق قدرت حکم میکند که «بحران» تداوم یابد.
وقتی جنگی پایان نیابد و سایهی تهدیدِ موهوم ایران و محور مقاومت، بر سر جامعهی اسرائیل سنگینی کند، اپوزیسیون فرصت تمرکز بر ناکارآمدیهای اقتصادی و داخلی را از دست میدهد، و جامعه ناچار به «تجمع پشت سر رهبر» در زمان جنگ میشود. نتانیاهو با همین ترفند، جنگی بیپایان و فرسایشی را به عنوان تنها راه بقای خود کلید زده است.
سایهی سنگین ترامپ و همافزایی جنگطلبان
این رویکرد تهاجمی و خطرناک، محدود به تلآویو نیست. در ایالات متحده نیز، هرچند چهرههایی مانند «جیدی ونس» گهگاه از اختلافات درونحزبی بر سر هزینههای مداخلهجویی سخن میگویند، اما جریانهای تندرو و لابیهای حامی جنگ دائم به دنبال همافزایی با ماشین جنگی نتانیاهو هستند. اگر رهبران واشنگتن یا تلآویو در ماههای سرنوشتساز پیشرو (در آستانه تحولات انتخاباتی آمریکا) به این نتیجه برسند که در معادلات قدرت عقب افتادهاند یا منافع خود را در خطر میبینند، احتمال اینکه دست به یک اقدام پیشدستانه و پرمخاطره علیه ایران بزنند، از سطح یک احتمال تئوریک فراتر رفته و به سناریویی مُحتمل بدل میشود.
هزینههای سنگین یک قمار سیاسی
خطری که امروز خاورمیانه را تهدید میکند، ماهیت کاملاً متمایزی دارد؛ این جنگ نه بر اساس ضرورتهای ژئوپلیتیک اجتنابناپذیر، بلکه بر پایهی «محاسبات شخصی و انتخاباتی» رهبرانی هدایت میشود که چیزی برای از دست دادن ندارند. حملهی پیشدستانه به ایران، اگرچه شاید در کوتاهمدت بتواند خط بطلانی بر اختلافات داخلی تلآویو بکشد، اما در بلندمدت میتواند منطق بازدارندگی را فروپاشیده و کل منطقه – و جهان – را به دل آتشین یک جنگ تمامعیار دیگر پرتاب نماید.
برای ناظران سیاسی ، رصد تحولات این روزهای تلآویو و واشنگتن نشان میدهد که ما با یک لبهی تیغ خطرناک دیگر روبهروییم؛ جایی که صندوقهای رأی در آمریکا و اسرائیل، میتوانند به جای تعیین سرنوشت سیاسی، به جرقهای برای اشتعال کل منطقه تبدیل شوند.
“هاتف نوین”، رسانهای مستقل است که از هیچ نهاد و سازمان دولتی و یا غیردولتی، کمکی دریافت نمیکند.